| آخرش که چی؟! |
|
گاهی وقتا احساس می کنی داری در جا می زنی همش دنبال یه راهی هستی
که از این یکنواختی و روز مرگی فرار کنی. دنبال یه ذهنی میگردی که بتونه نگاهت رو به زندگی عوض کنه اما به هر طرف که نگاه میکنی می بینی همه یه جورای مثل خودتن حتی اونایی که به پیشرفت رسیدن آخرش به این یکنواختی رسیدن. اینجاست که این سوال به ذهنت می رسه که ذهن یک انسان تا چه حد می تونه پرواز رو تجربه کنه و به درو دستها برسه شاید فکر کنی ذهن نامحدوده و به هر جایی می تونه بره اما... تو فکر کن که انسان به همه چی رسیده به تمام تکنولوژی های روز. بازم میبینی که دنبال یه چیز تازه می گردی و اونوقته این سوال به ذهنت می رسه: اصلا هدف خداوند از آفرینش موجودی به نام انسان چی بوده؟! که فقط نشون بده قدرت داره اونم به یه موجودی مثل انسان که در برابر خدا هیچه. اصلا چرا خدا می خواد قدرتش رو به ما نشون بده. خب خدا که توانایی داره چرا مثل خودش رو خلق نکرد تا به اون بگه که چقدر قدرت داره؟! پ ن:با توجه به ذهن یک انسان شما جوابی برای این سوال دارید؟
|
